Wednesday, May 10, 2006

در باره‌ی ِ اين صفحه

به يک نيم‌چرخ که با يکی از موتورهای ِ جستجو در اينترنت بزنيم ، سايت و صفحات ِ چندی خواهيم يافت که موضوع ِ آن به شعر ِ فارسی ، و از جمله به نيما و شعر ِ او اختصاص يافته . از اين رو ، چه بسا خواننده‌ی ِ اين صفحه با خود بگويد : اين هم يک بيهوده‌کاری ِ دوباره‌ی ِ ديگر !
در نگاه ِ نخست ، اين واگويه درست می‌نمايد ؛ امّا به‌راستی چنين نيست . به هيچ روی ، در پی ِ بی‌ارزش جلوه دادن ِ تلاش ِ دوستان نيستم . به يک حساب دوست‌تر می‌داشتم که به جای ِ اين کار ِ جداگانه‌ی ِ فردی ، به همکاری با يکی از اين سايت‌ها بپردازم ؛ امّا متأسّفانه دو مشکل ِ جدّی وجود دارد : يکی بی‌نظمی ِ من ، و ديگر اين که ، همکاری ِ من ، پيش از هر چيز ، نيازمند ِ پذيرش ِ اصلی‌ترين انتقاد ِ من از سوی ِ دوستان است ؛ و متأسّفانه در فضای ِ ايرانی ، انتقاد از نشانه‌های ِ بارز ِ خصومت به شمار می‌رود !

تا آنجا که ديده‌ام ، به ندرت می‌توان موردی يافت که بتوان به متن‌های ِ ارائه شده اطمينان و اعتماد نمود . غالباً چنين پنداشته می‌شود که صِرف ِ تايپ و انتشار ِ يک متن ، کافی است . حسّاسيت ِ من ، البتّه ، شامل ِ هر نوع نوشته‌ای می‌شود ؛ امّا بديهی است که اين حسّاسيت ، شدّت و ضعفی هم دارد . شايد بتوان از چند مورد نادرستی ِ حروف‌نگاری در مثلاً يک يادداشت ِ خبری چشم‌پوشی کرد ؛ امّا در « متن ِ ادبی » جايی برای ِ سهل‌انگاری وجود ندارد .
اگر قرار باشد متن‌های ِ ادبی را به گونه‌ای ارائه کنيم که خواننده برای ِ اطمينان از درستی ِ آن ، ناچار از مراجعه به اصل ِ منبع و مأخذ باشد ، همان بهتر که از اين کار چشم‌پوشی کنيم . به نظر ِ من ، بی‌توجّهی به نقل ِ و نگارش / حروف‌نگاری ِ درست و دقيق ِ « متن ِ ادبی » ، نشانگر ِ ناشناخت ِ ادبيات و متن ِ ادبی است . در متن ِ ادبی ، جز واژه چيزی وجود ندارد ، يا به عبارت ِ ديگر : متن ِ ادبی در وهله ِ نخست ، عبارت از واژه است ، و اگر در نقل و ارائه‌ی ِ واژه‌ها ، نادرستی‌يی رخ دهد ، اصل و بنيان ِ اثر مخدوش می‌گردد . ظاهراً اين تصوّر ِ نادرست که « خواننده بايد هشيار باشد ! » ، زمينه ساز ِ نوعی ِ اين بی‌توجّهی است .

به هر اندازه که فرصت داشته باشم ، چيزی از اشعار و نوشته‌های ِ نيما تايپ و پست خواهم کرد .
در باره‌ی ِ طرح و ترتيب ِ کار ، هنوز دچار ِ ترديدم ؛ و اين ترديد ، البتّه بی‌دليل نيست . ميان ِ شيوه‌های ِ چندگانه‌ای که می‌توان به کار گرفت ، سرگردان شده‌ام . يک شکل اين است که يکی از مجموعه‌های ِ کامل ِ آثار ِ نيما انتخاب شود و شعر و نوشته‌ها به همان صورت و ترتيبی که در کتاب آمده ، آورده شود . راه ِ ديگر اين است که دفترهای ِ مشخّص اساس ِ کار قرار گيرد : ماخ اولا ، شهر ِ شب و شهر ِ صبح ، ناقوس ، شعر ِ من ، حکايات و خانواده‌ی ِ سرباز ، ...
شيوه‌ی ِ ديگر ، گزيده‌نگاری است . و من بيشتر اين شيوه را می‌پسندم . رهايی ِ نسبی از قيد و بندها که در اين شکل ِ کار هست ، باعث می‌شود که احساس ِ خستگی نکنم و از کاری که می‌کنم لذّت ِ دوچندان ببرم . به عبارت ِ ديگر ، در گزيده‌نگاری ، هم فال است و هم تماشا . آدم مطابق ِ حال ِ خود پيش می‌رود ، و ملزم به رعايت ِ آداب و ترتيب ِ خاصّی نيست . البتّه ، بعد از مدّتی ، شايد مثلاً وقتی تعداد ِ شعر و نوشته‌ها به صد يا دويست مورد برسد ، می‌توان فهرستی برای ِ آن ترتيب داد ، و در اين فهرست ، تاريخ ِ سرايش و يا مبنای ِ ديگری در نظر گرفت .
همچنين ، بعد از پايان ِ کار ( يا بعد از پايان ِ نسبی ِ کار ) می‌توان شعرها و نوشته‌های ِ فرومانده را هم تايپ کرد ، و در پی ِ تهيه‌ی ِ « مجموعه‌ی ِ کامل ِ آثار ِ نيما » برآمد .
فعلاً با خود قرار کرده‌ام که هر روز دست ِ‌کم يک شعر تايپ کنم ؛ حتّی وقتی که امکان ِ پست نباشد ( بعد از دسترسی ، می‌توان هر چند مورد را که آماده باشد ، پی‌در‌پی پست کرد ) .

کاری که اينجا ارائه می‌شود ، دو ويژگی خواهد داشت : يکی اين که موردی از نادرستی ِ حروف‌نگاری در آن نخواهيد يافت ؛ و ديگر اين که ، در هر مورد ، متن ِ اشعار را به شيوه‌ی ِ « التقاطی » ( که می‌توان آن را « انتقادی » هم ناميد ، و از شيوه‌های ِ مطلوب و بسيار کارآمد در « تصحيح ِ متون » به شمار می‌رود ) تهيه خواهم کرد . اهل ِ کتاب‌خانه رفتن نيستم ، امّا در خانه ، دو مجموعه و چند تايی دفترهای ِ منفرد دارم . به ديکلمه‌ی ِ شاملو هم به عنوان ِ منبع و مرجعی معتبر مراجعه خواهم داشت . و در نهايت ، هر کمترين مورد ِ نيازمند ِ توضيح را ، در پای ِ هر شعر يا نوشته يادآور خواهم شد . گهگاه ، توضيحات ِ واژگانی و شرح‌گونه‌ها را هم از حاشيه‌های ِ دست‌نويس ِ اين سال‌های ِ خود نقل خواهم نمود ؛ شايد گرهی از مشکلی بگشايد.

وقتی دقيق می‌شويم و با نگاه ِ ويراستارانه به منابع ِ شعر ِ نيما می‌نگريم ، متوجّه می‌شويم که متأسّفانه اختلافات ِ قابل ِ ملاحظه‌ای وجود دارد . به اندازه‌ای که فهم‌ام می‌رسد ، تلاش خواهم کرد که بهترين ضبط را بياورم . گزارش ِ اختلافات ، در پای ِ هر شعر يا نوشته ، ثبت خواهد شد .
يادآور شوم که بيشترين موارد ِ اختلاف در نشانه‌گذاری‌هاست ( يا بنا به غلط ِ مصطلح : نقطه‌گذاری ) . عکس ِ صفحاتی از دست‌نوشته‌های ِ نيما – که در مقدّمه‌ی ِ « مجموعه‌ی ِ کامل ِ اشعار ِ نيما » [ به اهتمام ِ سيروس طاهباز ] ديده می‌شود - نشان می‌دهد که شخص ِ نيما در شعر ِ خود از نشانه‌های کمک خوانشی استفاده می‌کرده . ( اين هم از نشانه‌ها و دلايل ِ نوانديشی و نوجويی و پيشاهنگ بودن نيماست ؛ وگرنه در آن روزگار ، شاعران و نويسندگان ِ ما آن گونه که بايد و شايد ، به اين مقوله توجه نداشته‌اند ، دست ِ‌کم در دست‌نويس ! ) . حال اين اختلافات از کجا پيدا شده ، بحث ِ ديگری است . سعی ِ من بر اين است که در اين يک مورد مطابق ِ نظر ِ شخصی‌ام عمل کنم ؛ مگر در مواقعی که اعمال ِ نشانه می‌تواند به تحديد ِ خوانش‌های ِ دو يا چندگانه منجر شود ؛ که در اين موارد ، يا اصل ِ يکی از منابع را رعايت خواهم کرد و يا به کلّی از نشانه‌گذاری پرهيز خواهم نمود .
در باره‌ی ِ مصيبتی که سيروس طاهباز به سر ِ چاپ و نشر ِ آثار ِ نيما آورده ، جای ِ ديگر به طور ِ مفصّل سخن خواهم گفت ؛ به زودی .

0 comments: